یک وجب جا برایم دنیاست!
سنگ قبرم ترک برداشته...
سنگ ریزه،خاک،سیاهی شده سنگ صبور دل من...
قبرم یک طبقه است!
قلبم صد طبقه.... یاد عشق تو در آن بالاهاست...
یاد آن عشق بخیر
یاد آن روز....
یاد آن روز که با هم رفتیم در آن دشت وسیع...
یاد آن عطر بخیر....
یاد صد شاخه ی گل...که به تو دادم و پرپر کردی!...
یاد آن دشت بخیر
یاد آن شب آن ستاره که به ما چشمک زد...
یاد آن خاطره ها...
یادشان خوش باد...
یاد تو خوش لیکن یاد من... جز مرگ یادی خوش نیست...
مهران فرزادمهر ...۳:۳۰ بامداد...
نمي دونم نو شتن راجب بهار غمگينم مي كنه يا خوشحال.ناراحت از اينكه يك سال ديگه از عمرم رفته يا خوشحال از اينكه مي توانم اميد داشته باشم كه اتفاقات خوبي مي خواهد بيفتد،اما من هميشه نزديك سال تحويل سكوت مي كنم اما نمي دونم پاداش سكوتم را مي گيرم يا نه؟؟؟
دلم مي خواهد وقتي كلاه سرم مي زارم كلاهي براي باران بهاري كه در روز سوم عيد توي خيابانها قدم بزنم از رئيس بزرگ ((خدا)) بخواهم كه منو به هدف اصلي زندگيم برسونه يعني بياييد با هم دعا كنيم،دعا كنيم كه كه توي اين بالا و پايين زندگي توي اين بازي كلاغ پر برنده باشيم.براي هم دعاهاي خوب بكنيم حتي اگر ديگران مارا دوست ندارند و رفيق بد...
اصلا مگه چند وقت مهمان اين دنياييم؟آخرش كه بايد بريم،چه جوري بريم مهمه؟!!مگه نه؟؟
بياييد دعا كنيم وقتي سوار ماشينمون ميشيم تا از روي پل پارك وي رد بشيم يادمون باشه آنقدر تدن نرويم كه هيچي ازمون باقي نمونه جز 4 تا انگشتمون كه صدامون كنند 4 انگشتي.آخه تا كي بايد نيروي انتظامي واسه اين انيميشن ها هزينه كنه آخرشم مقرراتي بشو نيستيم!!!
و در ادامه ي مسيرمون دعا كنيم وقتي دير وقت از كنارايستگاه اتوبوسي رد مي شديم توي هيچ اتوبوس شبي بچه هاي معصوم بي پناهي را نبينيم كه دارند از سرما مي لرزند و يه آدمي كه چند ساعتي بيشتر از خون بازيش نگذشته گوشواره يكي از اين طفل معصوم ها را نكشه تا خرج عملش كنه.
شايد اصلا با خودمون فكر كنيم كه به ما چه كه به اين فكر كنيم كه در شهر خبري هست يا نيست؟اما نه!! شايد بد نباشدقبل از سال نويي به اين چيزا فكر كنيم آن وقت يه نگاهي به خودمون بكنيم و درست ببينيم و خدا را به خاطر چارخونه اي كه توش زندگي مي كنيم،واسه اينكه سالميم و دستمون به دهنمون مي رسه و زيرتيغ فقر گردنمون گير نكرده شكر كنيم و به عاقبت اين راه بي پايان فكر كنيم و عاشق زندگي باشيم و يادمون نره زندگي توفيق اجباري نيست،شانسي است كه خدا بهمون داده و بهتره انرا توي اغما و ناداني نگذرونيم و به جاي فكر كردن به ميوه هاي ممنوعه به اين فكر كنيم كه چطوري مي شه آنقدر خوب بود كه شبيه پري بود شبيه يه پريدخت!!!
حالا ديگه مي توانيد ساعت شني را برگردونيد و منتظر لحظه تحويل سال باشيد و اصلا لازم نيست به بدبختي و بيچارگي هيچ كس و هيچ چيز فكر كنيد حتي يانگوم و به جاي ان شكرانه نعمت هامون را به جا بياريم و نريم تا سال ديگه ستاره سهيل بشيم.

